دیوووووووونهـ
من تو را دوست دارم،تو دیگری را و دیگری دیگری را...و در این میان همه تنهاییم!
نويسندگان

خدایا عاشقم کردو
کنار من نمی مونه
داره دل میکنه میره
بهم میگه پشیمونه
خدایت عاشقم کردو حالا از بودنم سیره
دل بی رحم اون حالا یه جای دیگه ای گیره
خودش با من نمی مونه میگه قسمت ما اینه
میذاره گردن تقدیر گناهش رو نمی بینه
چه سال نحسیه امسال چه روزای بدی دارم
آهای تقدیم پر پاییز ازت بیذار بیذارم
تو تعبیر کدوم خوابی کدوم کابوس بی پایان
چه قدر دل می بری ساده چقدر دل می کنی آسون
کدوم مهمون ناخونده منو از قلب تو رونده
نگاتو کی ازم دزدید دل منو کی سوزونده

خدایا یعنی الان صدامو می شنوه
خدایا نمی دونم چرا اینجوری شد
خدیا تو به من بگو چی کار کنم
خدایا من که چیزی بهش نگفتم و گذاشت و رفت
یعنی من براش کافی نبودم
آخه چرا اینجوری شد
من که دوسش داشتم
نه نه نه نه می دونم اون منو دوس نداشت
خوب گریه نکن همه چیز درست میشه
شاید یه روزی برگشت
اما خدا من که منتظرش میمونم میدونم که اون یکی دیگرو دوس داره
اما بازم منتظر می مونم
قلبمو به هیشکی نمیدم به هیشکی تا بیاد دوباره پیشم
آخه از بس گریه کردم دیگه اشکامم خشک شده
از بس ازش خواستم بمونه و نموند خدا می خوای بهت بگم چی شد
خدا اولش که اومده بود مهربون بود می گفت دوسم داره
نمی دونی که چقدر دوسش دارم
خدا من که بهش چیزی نگفتم اون بی دلیل رفت
همش خودمو سرزنش می کنم همش می گم ببینم مگه منم با اون چی کار کردم
مگه من کار بدی کردم که گذاشت رفت
من که گفتم هر چی اون بگه
من که همش حرفشو گوش می کردم
خدا چرا ساکتی چرا چیزی نمی گی
خدا نکنه میدونی اون دیگه برنمی گرده
یه چیزی بگو
خدایا اون الان چیکار می کنه
حالش خوبه
مریض نیس
کجاس کنار کیه
دلشو به کی داده
اونم مثل من دوسش داره
مثل من نازشو میکشه
یادمه هروقت گریه می کردم اعصابش خورد می شد می گفت گریه نکن
وقتی می دید ساکت نمی شم میگفت مگه من به تو نمی گم گریه نکن
واای خدا الان پس چرا نیس دعوام کنه سرم داد بکشه بگه بسه دیگه گریه نکن
نمی ذاشت تنهایی جایی برم
همه اش ازم می پرسید کسی اذیتت نکرد
ما که باهم مهربون بودیم پس چرا رفت
خدا این فکرو خیالا دیونم کرده
حالا که اون نیس کجا برم
چی کار کنم
حرف دلمو به کی بگم
دیگه واسه کی گریه کنم
خدایا من دلم خیلی کوچیکه زود می شکنه
با رفتن اون من خیلی شکستم
همش خودمو سرگرم می کنم که یادم بره
اما بی فایده اس
بدتر دل تنگش میشم
آخه خدا بهش بگو من چیکار کردم که گذاشت و رفت
خدا تو بهش بگو دل منو تنها نذاره
بگو که گناه دارم بدون اون نمی تونم
بگو دل آرام خیلی ناراحته
بی تابی می کنه
هرچی اون بگه هرچی اون بخواد
الان چند روزه که میاد تو خوابم
چشماشو دوس دارم اون صورت پاک و معصومشو
اما چرااااااااااااا
خدایا دلم گرفته
پره غصه اس
هیشکی حرفمو نمی فهمه هیشکی
اونم نیس نیس نیس
خدا ازت خواهش می کنم اینارو بهش بگووووووووو....................


موضوعات مرتبط: ()

برچسب‌ها:
[ ۱۳٩۱/۳/٥ ] [ ٩:۱۸ ‎ب.ظ ] [ ایمان ]
درباره وبلاگ

آدمک اخر دنیاست بخند آدمک مرگ همینجاست بخند آن خدایی که بزرگش خواندی به خدا مثل تو تنهاست بخند دست خطی که تو را عاشق کرد شوخی کاغذی ماست بخند فکر کن درد تو ارزشمند است فکر کن گریه چه زیباست بخند صبح فردا به شبت نیست که نیست تازه انگار که فرداست بخند راستی آنچه به یادت دادیم بر زدن نیست که درجاست بخند آدمک نغمه آغاز نخوان به خدا آخردنیاست بخند
موضوعات وب